دوشنبه، ۸ تیر ۱۴۰۵

اواخر دههی شصت میلادی که فرانک گری هنوز معماری گمنام در لسآنجلس بود؛ روزی جلوی دفترش، یک تل کارتن موجدار دید که کنار خیابان رها شده بود (مشابه همان چیزهایی که هر روز از کنارش رد میشویم و نمیبینیم). اما گری ایستاد؛ آن کارتنها را برداشت؛ لایههایشان را در جهتهای متناوب روی هم چسباند و با ارهدستی برش زد. نتیجه — آنطور که خودش بعدها گفت — چیزی بود که وزن یک خودروی کوچک را تحمل میکرد.
در ۱۹۷۲، «Wiggle Side Chair» متولد شد. صندلیای از کارتن که امروز در مجموعهی دائمی موزهی هنر مدرن نیویورک قرار دارد و تا امروز شرکت Vitra آن را تولید و با قیمتی بالغ بر هزار یورو میفروشد.
اما سوال اینجاست: چه چیزی عوض شد؟ کارتن که همان کارتن بود! در واقع آنچه عوض شد، نوع نگاهی بود که به آنها شد.

برای دههها، لوکس بودن یک زبان مشخص داشت: مرمر سفید، برنج طلایی، چرم ایتالیایی و...
این متریالها پیام روشنی میدادند —من گران هستم، پس ارزشمندم. مخاطب هم این پیام را میخواند و تأیید میکرد.
اما مخاطب امروز دیگر همان مخاطب نیست. نسل امروز — بهویژه آنهایی که در سالهای اخیر به بلوغ رسیدهاند — با سیل تصویر و برند و نشان بزرگشده و یاد گرفتهاند که برندهای گران لزوماً برندهای خوبی نیستند.
آنچه این مخاطب را متوقف میکند دیگر نشان روی جنس نیست بلکه چیزی است که باعث میشود بپرسد: «این از کجا آمده است؟»
«لوکس در روزگار ما یعنی چیزی که توضیح نیاز دارد — نه چون گران است، بلکه چون داستانی با ارزش پشت سر خود دارد.»
گری تنها نبود. در همان دوره، Enzo Mari با یک پروژهی رادیکال پا به میدان گذاشت: طراحی مبلمانی که هر کسی میتوانست با تخته و میخ بسازد؛ نه به عنوان یک محصول ارزان قیمت، بلکه به عنوان یک بیانیه با این مضمون که طراحی خوب حق همه است، نه امتیاز عدهای خاص.
در دهه سی میلادی آلوار آالتو، معمار فنلاندی نیز از چوب توس — ارزانترین و فراوانترین چوب شمال اروپا — مبلمانی ساخت که امروز آیکون طراحی اسکاندیناوی است. چوبی که در جنگلهای آن منطقه پر بود و کسی برایش ارزش خاصی قائل نبود.
وجه مشترک این طراحان چیست؟ هیچکدام منتظر متریال ایدهآل نماندند. هیچکدام نگفتند «اگر بودجهام بیشتر بود، کار بهتری میکردم.» آنها با آنچه داشتند، یا با آنچه دیگران نادیده میگرفتند، شروع کردند.
شاید این تصور وجود داشته باشد که «نگاه متفاوت» یک استعداد ذاتی است — چیزی که افراد این مهارت را دارند یا ندارند. اما تاریخ طراحی خلاف این را نشان میدهد.
گری قبل از کارتن، سالها با ماکت های اتد در معماری کار کرده بود — همان کارتنهای موجدار که برای ساخت ماکت استفاده میشوند. او نگاه متفاوتش را از روی تکرار و نزدیک شدن به ماده بهدست آورده بود، نه از روی الهام ناگهانی.
این همان چیزی است که طراحان بزرگ دربارهاش حرف میزنند: وقتی یک ماده را واقعاً بشناسی — وزنش، بافتش، محدودیتهایش — ناگهان میبینی که آن محدودیتها در واقع امکانهایی هستند که هنوز کسی کشفشان نکرده است.
«بهترین طراحیها معمولاً از جایی شروع میشوند که بقیه فکر میکنند نقطه پایان است.»
اگر لوکس بودن به متریال گرانقیمت نیست، به برند بزرگ نیست، به قیمت بالای محصول نیست — پس به چیست؟
شاید سادهترین تعریف این باشد: لوکس یعنی چیزی که وقتی آن را داری، احساس میکنی کسی برایش فکر کرده است. نه به شکل کلی و انتزاعی، بلکه به شکل خاص — برای این فرم، این جنس، این نور، این لحظه و ...
Wiggle Chair گری لوکس است — نه چون از طلا ساخته شده، بلکه به این خاطر که یک نفر هفتهها با کارتن فکر کرده، آزمایش کرده، شکست خورده، و دوباره امتحان کرده تا به آن فرم و اثر رسیده است. این نوع نگاه است که ارزشمند است و ارزشمند می کند.
و این نکته دقیقاً همان چیزی است که در دنیای طراحی امروز — در میان انبوه محصولاتی که سریع طراحی، سریع تولید، و سریع فراموش میشوند — کمیاب شده است.

اگر دنبال روشناییای میگردید که کسی برایش فکر کرده باشد؟
در کلیاستودیو، هر محصول با این سوال شروع میشود: این متریال چه چیزی میتواند باشد که هنوز نبوده؟ اگر کنجکاوید که جواب را در یک فضای واقعی ببینید — یا میخواهید دربارهی یک پروژه صحبت کنید — خوشحال میشویم بشنویم.
با ما تماس بگیرید ←